تبليغاتX
سیب نقره ای - آهنگ زندگی

سیب نقره ای

 باران به جامِ جان ، مستانه می زند

آتش به خرمنِ ، پروانه می زند

چشمِ جهان نما ، تاریکِ ماتم است

تیری به قامتِ ، مردانه می زند

رعدِ خروشِ من ، از صوتِ الحق است

برقی به جادویِ ، افسانه می زند

سیلابِ قطره ها ، دریایِ وحدت است

طوفان به کشتیِ ، بیگانه می زند

دستانِ من اگر ، روزی رها شود

سیلی به صورتِ ، دیوانه می زند

روزی که پر کشد ، مرغِ دل از قفس

طرحی دگر بر این ، ویرانه می زند

لبهایِ بی صدا ، با ذکرِ دم به دم

بر یمنِ یادِ عشق ، شکرانه می زند

بختک طلسمِ مرگ در بیشه خوانده است

آفت به گلشنِ  مستانه می زند

شیطان به صد فریب با جامه ای غریب

نکبت به رسم این دردانه می زند

دژخیمِ رذل و پست سرمست از غرور

خونِ ستمکشان پیمانه می زند

روحِ طپنده ام زنجیر تن درید

مشتی به دربِ این کاشانه می زند

جادوگرِ سیاه از فرطِ تشنگی

هر دم پیاله برخونابه می زند

مضرابِ حرکتم با شور  می رود

آهنگِ زندگی جانانه می زند

نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 17:38 توسط مجید| |